نوروز 92 مبارک
هلیا جون در بهمن 91
عکسها رو دایی مهرداد از هلیا جون گرفته ، دست گلت درد نکنه دایی جونم: بعد از خوردن ژله این عکس رو دیدیم که هلیا خانوم داشته ژله رو دست مالی میکرده و گرنه شاید کسی از ژله نمی خورد هههههههههههههه ...
نویسنده :
maman sima
14:05
چند تا عکس از تولد 15 سالگی حسن جون( پسرخاله هلیا)
سومین سالگرد بابابزرگ هلیا
برخیز پدر که باز بیدار شوی این قافله را دوباره سالار شوی دل را به فدای قدمت میریزم یک بار دگر اگر تو تکرار شوی سه سال است که دلتنگی های غروب را با بودن در کنار مزار پدر عزیزمان حاج ابوالقاسم خدادادی سپری می کنیم و در نهایت ناباوری، باورمان شده که او دیگر نیست، دیگر نمی آید و دیگر نباید منتظرش باشیم، دیگر آن شمع فروزان را نمی بینیم ولی طنین صدای دلنشینش همچنان در گوش ما و مهربانیش در قلب ما و زیبایی چهره اش در یاد ماست. « روحش شاد و یادش گرامی باد » برای شادی روحش صلوات دلنوشته : باباي قشنگم سلام.باباجونم امشب خيلي دلم گرفته...خيلي دلم برات تنگ شده ...منم مثل بچه...
نویسنده :
maman sima
20:08
پایان همایش و سفر به تهران
بالاخره بعد از یک ماه و نیم تلاش بی وقفه مامان واسه برگزاری همایش ، به خیر و خوشی کار به انجام رسید و مامان از طرف اداره 5 روز مرخصی تشویقی گرفت . بعدش هم یک سفر خیلی جانانه داشتیم به تهران ، پیش عمو حسین اینا... عکسهاش رو به زودی میزارم .
نویسنده :
maman sima
8:09
چند تا عکس ...
هلیا جون و ارتین جون در نوروز1391 ********** هلیا جون در تابستان 91 ********** ********** پاییز 1391 ********** مادر جون رقیه ( مامان بزرگ مادری هلیا ) ...
نویسنده :
maman sima
11:35








