روزهایی که نبودیم به روایت تصویر
بخاطر حجم بالای کار در اداره مدت نسبتا طولانی نتونستم بیام و وبلاگ رو آپ کنم . از همه دوستان گلم که تو این مدت به ما سر زدن و پیام گذاشتند ممنونم . هلیا جون این روزها خیلی ماشاءالله بلبل زبون شدی و واسه من و بابایی و اطرافیان دلبری میکنی . مادر جون کبری حدود 20 روزی بجنورد بود و رفت تهران تا ان شاءالله مقدمات ازدواج عمو حسین رو بچینه و ما هم بریم عروسی هورااااااااااااااااااااااااااااااااااااا. این نقاشی رو هلیا جون موقع رفتن مادرجون کشید و فرستاد واسه عمو جونش با تاکید فراوووووووون که عمو حسین نقاشی رو بزنه رو دیوار اتاقش : هلیا جون در مینی پارک دردونه ها: مامانی با غذای « حلقه مرغ و سبزیجات » در مسابقه اشپز...
نویسنده :
maman sima
9:35










